تبليغاتX
فروغ عمر
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ساعت 22:6

 

 

دو غزل تقدیم به مولایم مهدی

 

 

طبیب غمگسار

 

 

 

(( به کجا چنین شتابان )) سحر ای نسیم جاری؟

 

 

گذری به باغ ما کــــــــــن که دم مسیح داری

 

 

به کــــدام امیدواری در دوســـتان بــــــکوبم ؟

 

 

غم خویــــــش با تو گویم که طبیب غمگــساری

 

 

بخــــــــدا اگر بیایی اثر از خــــزان نمــــــــاند

 

 

تو نهایت امـــــــــیدی تو بدایــــــت بهـــــاری

 

 

چه شود که گاهـــــــگاهی نظری کنی به سویم؟

 

 

که به جان بی قراران هـــــــمه راحت و قراری

 

 

تو اگر خــــــــــــــــدا نکرده ز درت مرا برانی

 

 

به کجـــا روم ز کویت به چنین امــــــیدواری ؟

 

 

به جز از حدیث حــــــــــسنت سخنی نبود ما را

 

 

مگر از تو روز محــــــــشر نبریم شرمـــــساری

 

 

دل دردمند (( دانـــــــش )) نظــر از تو برنگیرد

 

 

که میان دوستانـــــــش تو یگانه دوســـــتداری

 

 

 

آرزوی دیدار

 

 

بیا که بی تو نگاهم ملال آلودست

 

 

فضا بدون تو تاریک و آسمان دودست

 

 

هنوز بی تو زمین گریه در گلو دارد

 

 

هنوز مرغ سحر لب به نغمه نگشودست

 

 

هنوز چلچله ها در دل آرزو دارند

 

 

هنوز یاس خیابان ما غم آلودست

 

 

ببین که مردم چشمان ما چه بی تابند

 

 

ببین که کوچه صبر و قرار مسدودست

 

 

هزار آه و فغان هست و شور و شادی نیست

 

 

وگر بود همه بعد از دو روز نابود ست

 

 

گمان اینکه همین روز ها بیایی هست

 

 

ولی نیامدنت چند نقطه ... مردودست

 

 

دو چشم منتظر یک کرشمه آن هم نیست

 

 

مگر به چشم تو ای گل کرشمه محدودست

 

 

بیا که بی تو گل و بوستان غم انگیز است

 

 

بیا که چلچله بوی بهار نشنودست

 

 

ز دیدنت دل (( دانش )) به کام خود نرسد

 

 

چرا که مهلت ما در زمانه محدودست

 

 

 

 

نوشته شده توسط مصطفي | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و پنجم آبان 1386 ساعت 21:55

مدتی است که جای خالی پدر را بیشتر احساس میکنم همانکه بودنش همیشه

 قوت قلب بود و سخنش آرامش دل . این غزل را در هنگام وفاتش نوشته بودم که

تقدیم میکنم

به روح آن مرحوم

 

پدر

 

برخاست شعله شعله شرار از دلم پدر

 

با موج های صاعقه وار از دلم پدر

 

عزم رحیل می کنی اما چه بی خبر

 

با این شتاب دست مدار از دلم پدر

 

می سوخت آه سینه زمین و زمانه را

 

می برد لحظه لحظه قرار از دلم پدر

 

پاییزم آمد از غم این درد و رخت بست

 

تصویر جلوه های بهار از دلم پدر

 

در حسرتت سرشک جواهر نشان من

 

گردد روان قطار قطار از دلم پدر

 

این خانه بی وجود تو غمخانه گشته است

 

خیزد هماره داد و هوار از دلم پدر

 

گر صبر بود در دلم از بودن تو بود

 

دیگر مجوی صبر و قرار از دلم پدر

 

آسوده رو که روضه رضوان گشوده اند

 

خوش باش و هیچ یاد میار از دلم پدر

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مصطفي | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 16:46

جشنواره سفر نويسي رضوي

با سلام و احترام

در سالي كه مزين به اتحاد ملي و انسجام اسلامي است افتخار داريم در راستاي پنجمين جشنواره فرهنگي هنري امام رضا عليه السلام ، آيين اختتام جشنواره سفرنامه نويسي رضوي (( دخيل عشق )) را كه به نام و شان والاي حضرت ثامن الحجج حضرت علي بن موسي ارضا آراسته شده با حضور انديشمندان شيفتگان و عاشقان حضرتش در حوزه فرهنگ و ادب و هنر برگزار نماييم.

حضور ارزشمند شما را در اين جشنواره غنيمت شمرده و مقدمتان را گرامي ميداريم.

احمد احمدي منش

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان شرقي و دبير جشنواره بين المللي سفرنامه نويسي رضوي

زمان : روز پنجشنبه ۲۴/۸/۱۳۸۶ ساعت ۱۶

مكان : تبريز بلوار ۲۹ بهمن ، مجتمع فرهنگي و هنري تبريز

 

آثار برگزيده متعاقبا" اعلام خواهد شد

انجمن ادبی تبریز بروز شد

نوشته شده توسط مصطفي | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه سیزدهم آبان 1386 ساعت 21:25

 

نگاهی کوتاه به موسیقی تعزیه

 

 

یکی از انواع موسیقی هایی که از دیر باز مورد توجه علاقمندان و عموم بوده است موسیقی تعزیه یا آواز های عزاست که در ایام سوگواری  سختی و مناسبت های خاص مورد استفاده قرار می گیرد.

موسیقی تعزیه شعبه مهمی از موسیقی مذهبی است که تقریبا" نصف بیشتر آن را در بر می گیرد و چنانکه از نامش پیداست محزون بوده و بر پایه الحان و ملودی های غم انگیز تنظیم و اجرا می گردد . گردانندگان تعزیه نسبت به مسئولیتی که بر عهده دارند می بایست این آواز را با صدای بلند بخوانند و البته دانستن دستگاه های موسیقی برای این افراد امری است لازم و ضروری .در این موسیقی بنابر موقعیت هایی که دارد از ساز های بادی و کوبه ای استفاده می شود . طبل و شیپور ( البته به مقتضای موقعیت منطقه ) بیشترین کاربرد را در این موسیقی دارد.

گوشه هاي متعددي در موسيقي ايراني وجود دارد كه از موسيقي تعزيه برگرفته شده است كه ميتوان به سمالي يا سملي يا يتميك و بعضي از الحان آواز ابوعطا همچون حجاز ، كه در قرائت قران كريم نيز بسيار استفاده ميشود . گوشه مويه در دستگاه سه گاه و همچنين بسياري از گوشه هاي آواز دشتي و جوزه و عراق و راك عبدالله ،گبري و مخالف و بسياري ديگر.

البته لازم به يادآوري است كه آواز مهمترين نقش را در اجراي موسيقي تعزيه بر عهده دارد و چنانكه قبلا نيز اشاره كرديم فراگيري آوازها و مقامهاي مختلف توسط تعزيه گردانان بسيار قابل توجه است . مظلوم خواني ، مخالف خواني ، اشقيا خواني ، عباس خواني ، امام خواني ، از مهمترين آوازهايي است كه با همراهي اشعار ويژه آن با لحن و رعايت طريقه خواندن از باب زير و بمي اجرا مي شده است . شايد تطبيق مراسم شبيه خواني با رديف ها ، بهترين واگو كننده رسالت موسيقي تعزيه در حفاظت رديف موسيقي باشد .

در شبيه خواني كه واژه هم معني تعزيه خواني است ، خواندن تعزيه به همراهي نمايشهاي مختلفي است كه در مورد ائمه اطهار (( س )) اجرا ميشود . در اين مقال شبيه خوان يا تعزيه خوان اشعار مربوطه را همراه اجراي نمايش مي خواند البته در سده اخير نيز اين مقوله از برنامه هاي پر طرفدار كشورمان در ايام سوگواري سيدالشهدا بوده است .

جاي بسي بي انصافي است كه در مورد مناجات كه يكي از دلنشين ترين آوازهاست سخني گفته نشود . مناجات يا راز و نياز به درگاه الهي توسط خوانندگان خوش صدا و معمولا در مايه حجاز خوانده مي شود . از بهترين مناجاتيان عصر حاضر مرحوم اقبال السلطان يا اقبال آذر بود . او از ذاكرين تكيه دولت و مناجاتيان مسجد سپه سالار بود وي مدتي بعد از فوت مظفرالدين شاه در تهران در تكيه دولت و شبهاي ماه مبارك رمضان در مسجد سپه سالار سابق مناجات ميكرد و مي خواند اما پس از عزل محمد علي ميرزا به درخواست ستارخان سردار ملي به تبريز مراجعت ميكند . مناجات اقبال حتي هنوز هم نوازش گر گوش مردان كهن اين مرزو بوم بوده است .

روانش شاد.  

 

نوشته شده توسط مصطفي | لینک ثابت | موضوع: