تبليغاتX
فروغ عمر
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ساعت 16:57

شعري كه در تبسم وجود ندارد

زمزمه نهان

چون برود ، نميرود نام تو از زبان من

خوب دوانده مهر تو ريشه در استخوان من

نكته به نكته چون كنم شرح فراقت اي پري

صد شتر عرب شود دفتر داستان من

تيغ ملامتم مزن بي تو نياورم دمي

بسته به تار و پود تو رشته جسم و جان من

چرخ زمانه بي ثمر زخمه به تار دل زند

گو نشنيده اي مگر زمزمه نهان من

عرصه عالم فنا نيست مجال همتم

ملك بقاست خوب اگر بنگري آسمان من

جانب عاميان مرو دانش اگر نيافتي

در دل عارفان بجو نام من و نشان من

نوشته شده توسط مصطفي | لینک ثابت | موضوع: